تبليغاتX
البرز
مدعی خواستکه از بیخ کندریشه ما غافل ازاینکه خدا بود در اندیشه ما
طبیعتمیخوام شعر هم واستون بنویسم

بی تو حتی شعر هم میشد سرود                    هر چه گفتم می شود صادق نبود

بی تو حتی سایه ها رنگی شدند                     اشکها در چشم من سنگی شدند

شعرهایم عشق را از یاد برد                            سخت فارغ شد ز حسرتها که خورد

خنده هایم باز اهنگین شدند                           گوشهایم باز هم سنگین شدند

بشت  با   میزد دلم احساس را                        من لگد کردم عزیزم یاس را

باورش هر چند سخت اما شده است                اری از عشق تو گفتن بیهوده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 22:25  توسط اکبری | 
لره میگوزه همه اهل وعیالش میزنن زیر خنده .اشک تو چشش جمع میشه و رو میکنه به اسمون میگه خدایا این شادی رو از خانواده ما نگیر

غضنفر عروسی میکنه شب عروسی تنها میره تو اتاق در رو میبنده زنش میره پشت در میگه غضنفر تو نمی خوای منو ببوسی غضنفر عصبانی میشه میاد بیرون به زنش میگه خفه شو من زن گرفتم این کثافت کاریها روبذارم کنار

از مرغ میپرسن نظرتون راجع به مرغهایی که روزی ۷ تا تخم میزارن چیه میگه والا از این ج..ده های تلا ونگ هر چی بگی بر میاد

دختر ترکه عروسی میکنه شب عروسی بر میگرده خونه باباش .باباش میپرسه چرا بر گشتی .میگه اخه فهمیدم عروسی بهانه بوده مردیکه میخواست به من تجاوز کنه

از رشتیه میپرسن سخت ترین سوال کنکور چی بود میگه نام پدر

ترکه دنبال ۱ دختری راه میفته ازش جلو میزنه

ستاد اقامه نماز جمعه قزوین جهت رفاه حال عموم اقدام به توزیع جا نماز با اینه بغل نمود!!!!!

ترکه مسابقه قران شرکت میکنه قرعهش  میفته به سوره بنی اسرائیل  به نشانه اعتراض انصراف می ده

مغز عربه رو میشکافن میبینن ترکه نشسته توش فکر میکنه

لره خوابش سنگین بوده تخت میشکنه

از مرغه میپرسن چرا تخم نمی زاری میگه اقامون   گفته نمی خوام واسه ۱۰۰ تومن هیکلت خراب شه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 3:14  توسط اکبری | 

 
اميدوارم هر جمله رو به دقت بخوني ويکي دوثانيه راجع بهش فکر کني....... 
 

 

1. I love you not because of who you are, but because of who I am when I am with you..

من تو رو دوست دارم نه  به خاطر تو...بلکه به خاطرشخصيتي و ارزشي  که زماني که با توهستم پيدا مي کنم......

 

 

2. No man or woman is worth your tears, and the one who is,  
won't make you cry.

هيچ مرد يا زني ارزش گريه هاي تو رو نداره چون اگه داشت  
باعث اشک ريختن تو نمي شد. 
 
 

3. Just because someone doesn't love you the way you want them to, doesn't mean they don't love you with all they have.

اگه کسي  با تو هم عقيده نيست وکاري رو که تو علاقه داري اون دوست نداره  به اين معني نيست که خود تو رو هم دوست نداره...

 

 

4. A true friend is someone who reaches for your hand and touches your heart.

يک دوست واقعي کسي هست که دستان تو رو ميگيردو احساسات قلبي تو رو درک مي کند... 
 

 

5. The worst way to miss someone is to be sitting right beside them knowing you can't have them

بدترين نوع فراق زماني هست که کسي رو که دوست داري در کنار خودت داشته باشي ولي بدوني هيچ وقت نمي توني مالکش بشي. 
 
 
 

6. Never frown, even when you are sad, because you never know who is falling in love with your smile.

حتي زماني که ناراحت هستي..اخم نکن ولبخند بزن ..زيرا ممکنه کسي عاشق لبخند تو بشه...  
 
 

7. To the world you may be one person, but to one person you may be the world.

براي تمام دنيا تو فقط يک نفري...ولي کسي هست که تو براي او تمام دنيايي  
 
 
 

8. Don't waste your time on a man/woman, who isn't willing to waste their time on you.

وقتت رو با کسي تلف نکن ..که حاضر نيست واسه تو وقت بذاره...  
 
 
 

9. Maybe God wants us to meet a few wrong people before meeting the right one, so that when we finally meet the person, we will know how to be grateful.

شايد خدا مي خواد که تو آدم هاي مختلفي رو قبل از ديدن اون شخصي که واقعا مال توست ملاقات کني تا بالاخره وقتي اونو ديدي شکر گزار باشي  
 
 
 

10. Don't cry because it is over, smile because it happened.

وقتي اتفاقي مي افته گريه نکن.زيرا ديگه تموم شده و اون اتفاق افتاده...پس بخند...  
 
 
 

11. There's always going to be people that hurt you so what you have to do is keep on trusting and just be more careful about who you trust next time around.

هميشه اشخاصي وجود دارند که تورو ناراحت کنند ولي تو نبايد اميد و اطمينانت روبه همه از دست بدي...فقط  براي دفعه ديگه حواست رو جمع کن که چه کساني قابل اعتماد هستند

 

 

12. Make yourself a better person and know who you are before you try

سعي کن پيشرفت کني ولي فراموش نکن قبلا کي بودي.....


 

13. Don't try so hard, the best things come when you least expect them to.

خيلي خودتو درگير نکن ..هميشه اتفاق هاي خوب زماني مي افته که اصلا انتظارش رو نداري...  
 
 

14. Thank you for being a part of my life, whether you were a reason, a season or a lifetime.

ا ز تو به خاطر اين که  تبديل  به قسمتي از زندگي من شدي ممنونم حالا هرچي ميخواد باشي :دليل زندگيم؟طعم زندگيم ياخود زندگيم ... 
 
 
 

REMEMBER: WHATEVER HAPPENS, HAPPENS FOR A REASON.

هميشه يادت باشه که در هر اتفاقي حکمتي نهفته هست... 
 
 

 How many people actually have 8 true friends?

 چند نفر ازشما ميتونين ادعا کنين که هشت نفر دوست واقعي دارين؟؟؟؟؟ 
 
 
 

Hardly anyone I know ! But some of us have all right friends and good friends!!!

بعيده ! ولي بعضي از ما دوستاني داريم  که الحق دوستان خوبي هم هستند!!!! 
 
 

You have been Tagged by the Green Dog!

چيزي که مسلمه شانس داشتي که يکي از گيرندگان اين اي-ميل باشيد

 

 

 

اميدوارم به دردتون بخوره....هر چيزي به موقع و سر جاش...نه؟!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بيست و هفتم آذر 1385ساعت 20:32  توسط هومن   |  نظر بدهید

_ همه کس ،

_ يک کسي ،

_ هر کسي  ،

_ هيچ کس .

 

کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که  يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هر کسي  مي توانست اين کار را بکند ،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد .

يک کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را  نخواهد کرد.

سرانجام داستان اين طوري تمام شد  که هر کسي   يک کسي  را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که  همه کس مي توانست انجام بدهد .

 

خوب حالا شما کدومشون هستين ؟! ....

تا حالا فکر کردين ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بيست و هفتم آذر 1385ساعت 20:28  توسط هومن   |  نظر بدهید

 

 سوال كنكور اردبيل: سرعت نور چقدر است؟ الف) زياد است ب)بد نيست ج) شما خوبيد د) ممنون

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بيست و هفتم آذر 1385ساعت 9:45  توسط هومن   |  نظر بدهید

ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است

+ نوشته شده در  دوشنبه بيست و هفتم آذر 1385ساعت 9:35  توسط هومن   |  نظر بدهید

 

 روزي از ميلتون ؛ شاعر معروف انگليسي پرسيدند :چرا وليعهد انگلستان مي تواند در چهارده سالگي بر تخت سلطنت بنشيند و سلطنت كند ؛ اما تا هيجده سال نداشته باشد نمي تواند ازدواج كند ؟؟ گفت : بخاطر اينكه اداره كردن يك مملكت از اداره كردن يك زن بمراتب آسان تر است

 

+ نوشته شده در  يکشنبه بيست و ششم آذر 1385ساعت 14:15  توسط هومن   |  یک نظر

گروه خون و RH
درصد افراد با این گروه خونی
O +
40 %
O -
7 %
A +
34 %
A -
6 %
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 1:13  توسط اکبری | 
قوقولم عکس بچه گیمو حال می کنید اون موقع من خارجی بودم .بعد پسرفت کردم حالا این شکلی شدمالبته درسخون بودنم هم بی تاثیر نبود
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 12:35  توسط اکبری | 
اگر طاقت بیارد دستهایم استینم را              فرو خواهم زدودن اشکهای نازنینم را

اگرچه جای زخم دشنه ام برپشت بسیاراست    نمیخواهم ببارم ابرهای بی زمینم را

نمی دانم که جای زخمهای تازه ای دارددلم یانه    به صد درمان نخواهم داد درد واپسینم را

زلیخا وار میمانیم با اینه رودررو                که از چاهی برون ارند روزی بهترینم را

شکار وطعمه وصیاد پا دربند بسیار است    ولی اینگار صیدش کرده عزم اهنینم را

وازاعجاز این غم کم نخواهد شداگر حتی    فراموشی فرو ریزد شبی دیوار چینم را

 

منتظر نظرات سازنده شما هستم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 18:53  توسط اکبری | 
سلام امروز با چند تا جک چطورید

از ترکه میپرسن ارزوت چیه؟میگه من ارزو دارم پایتخت بیاد تبریز منم بشم بچه تهرانی

از غضنفر میپرسن چه کاره ای؟میگه ادم اطلاعاتی که خودشو لو نمیده

غضنفر زنگ میزنه فلسطین میگه الو اونجا فلسطینه میگن بله بفرمایید .میگه این که ازاده پس گوه میخورین هی میگین فلسطین اشغاله

به عربه میگن بپا دستت نره لای در میگه سرت نره لای در

چوپان دروغگو میمیره شب اول قبر فرشته ها ازش میپرسن تو کی هستی میگه دهقان فداکار

بچه قزوینیه میره خونه به باباش میگه من امروز اولین تجربه جنسیم بود باباش میگه بشی برام تعریف کن میگه نمیتونم بشینم جاش درد میکنه

لره میره مخابرات به باباش زنگ بزنه بهش میگن کابین۲ عوضی میره تو توالت سیفون ومیکشه میگه ها بوا بوت مییا صدات نییا

به ترکه میگن جسم شفاف چیه میگه چیزی که از اینورش اونور دیده بشه .میگن مثال بزن میگه نردبون

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 19:34  توسط اکبری | 
سلام .

بازم اومدم .نه انگاری اینم مثل همه برنامه های دیگه خیلی جدی نبود وگرنه من این موقع شب اینجا چه غلطی میکردم .حالا میخوام به وعده ام وفا کنم و یکی از شعرام رو بنویسم .منو از نظراتتون بی نصیب نذارید.

مثل خدا اینبار هم هوشیارتان کردم          صد سال خوابیدید ومن بیدارتان کردم

چون قوم اسرائیل هر سو میدویدید اه    ای ریسمانهایی که من خود مارتان کردم

یک نقطه هم حتی اگر بودید یایک خط    بادستهای خودنوشتم تاکه یک طومارتان کردم

اری مجازاتم اگر سنگست باکی نیست      باشد زبانم لال خود وادارتان کردم

منصور بودم شد انا الحق چوبه دارم         اینبارهم من تاابد بر دارتان کردم

میگفتم اما باز هم انکار می کردید            بیخود نمی دانم چرا اسرارتان کردم

من باز هم مصلوب خواهم شد هزاران بار   نفرین نکردم نه فقط اخطارتان کردم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 23:24  توسط اکبری | 
الان که داشتم با نسرین میومدم سایت چشمتون روز بد نبینه چنان سقوط ازادی داشتم که خدا نصیب گرگ بیابون نکنه .البته نسرین هنوز داره پس لرزههای خنده رو تجربه میکنه.حلا دل چند نفر دیگه با نوشتن این مطلب خنک بشه خدا داند.مثلا یکیش  همین مینای خودمون که من پس از اتفاق مشابهی خودم کمکش که نکردم تا یک هفته بهش خندیدم و تازه به هرکی هم که رسیدم تعریف کردم که بخنده حالا شرح اون ماجرا رو نسرین تو وبلاگش خواهد نوشت. میتونید به وبلاگ نسرین برید وبخندید.اینم جزو روشهای نوین تبلیغاته.خوب دیگه من برم لباسهای گل الودم رو تمیز کنم .اخه الان  ارائه دارمنسرینم رفته.......امیدوارم موفق بشه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 14:35  توسط اکبری | 
امشب دیگه حسابی میخوام جدی باشم

هنوز نصف کارام که قرار بود تا دیروز انجام بشه مونده.حالم حسابی گرفته شد .داشتم با ۱ دوست تا همین الان حرف میزدم.بعد دیدم ساعت از ۱۲ گذشت ومن بازم مدرسه ام دیر شد.!!!!!!!!!!!حالا میگید چیکار کنم.

میخواستم چندتا از شعرامو براتون بنویسم شاید ۱ ادبیاتی پیدا شد نقدش کرد .اخه امروز اصلا جک یادم نمیاد.

میدونید شاید از فردا دیگه نصف شب نشه اینجا اومد اخه مسئولش عوض شده دیگه هرکی هرکی نیست

وبلاگ نویسی هم به من نیومده.همین جوری جلوی پیشرفت ادم گرفته میشه دیگه.

خوب دیگه الان دیگه فکر کنم وقت شعر نوشتن هم ندارم.میخواستم چند تا از سوتیای امروز بچه ها رو بنویسم.ولی وقتم کمه فقط مهمترینش این بود که بجز ما که هم اتاقیمون اسرار داشت کلاس داریم ۱ نفر دیگه کلاس اومد اونم ۱ پسر!!! که اصلا به هم اتاقی ما ربطی نداره

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 23:39  توسط اکبری | 
بازم اخر شب شد .من دوباره اومدم بنویسم.داشتم به این فکر میکردم که بالاخره از خودم راضی باشم یا نه؟دیشب ۱ دوست تازه پیدا کردم.تازه تو خودم کلی نکات مثبت سراغ دارم.اما در مجموع بفهمی نفهمی یکم گیجم.مثلا یکی از نکات مثبت من اینه که بلدم خیلی تفریح کنم(البته شرائط فعلی استثناست)یا اینکه با دوستام رابطه بادوامی برقرار کنم .البته همه این نکات مثبت تو اکثر ادما هست اما همه مثل من از مثبت بودنش مطلع نیستن.اها میخواستم از دوست تازم بگم باعث شد یه جورایی از خودم خوشم بیاد .ولی یه جورایی هم بهش غبطه میخورم.ولی حالا از این حرفا گذشته کاش یه فرستی داشتم تا بعد از یک روز خیلی خوب وپر انرژی بشینم کلی حرفای روشنفکرانه بزنم.نسرین جون واقعا جات اینجا خالییه.

حالا چند تا جک بگم که انرژی از دست رفتتون رو بهتون برگردونم.در ضمن من فقط خودم درددل نمی کنم هر کی دوست داره میتونه بامن درددل کنه.

دیگه جک

عربه میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 0:21  توسط اکبری | 
عجب روزگاری شده دیشب می خواستم بخوابم ولی خوابم نمی اومد .اما الان نمی خوام بخوابم ولی حسابی خوابم میاد.حالا میگید من چیکار کنم؟

میخواستم چندتا جک باحال واستون بگم .البته اگه خواب بذاره.این روزا هیچ کسم سراغی ازمون نمی گیره.بگذریم .بریم سراغ جک. 

غضنفرودوستش میرن قطب شمال .میرسن به ۱ اسکیمو ازش میپرسن اینجا زن سفید پیدا میشه؟میگه اره میگن زن سیاه چی ؟میگه اونم اره.میپرسن زن سیاه وسفید چی؟میگه این یکی دیگه پیدا نمیشه.دوست غضنفر رو به غضنفر میکنه و میگه دیدی چی شد .اونی که کردیم پنگوئن بود

از یارو میپرسن اگه ادیسون با جمیله عروسی میکرد بچه شون چی میشد؟میگه رقص نور

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 15:12  توسط اکبری | 
الن که دارم این مطلب رو مینویسم ساعت ۵/۲ شبه و من هر چی سعی کردم خوابم نبرد.امروز داشتم

به تنهایی و غربت فکر میکردم .یکی از دوستان میگفت زندگی تو یک شهر کوچیک خیلی سخته.اما من

 

 

فکرمیکنم مسئله کوچیک بودن شهرا نیست بلکه مسئله کوچیک شدن دلهاست.شما چی فکر میکنید؟

راستی شما راجع به ادما و دلبستگیهاشون چه نظری دارید؟خوشحال میشم اگه در این مورد نظر بدید

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 1:20  توسط اکبری | 
میریم سراغ جکهای امروز

ترکه میخواد تو مصرف اب صرفه جویی کنه زن حاملهمیگیره

ترکه ریش بزی میزاره دچار بحران  هویت میشه

ترکه شب فیلم سوپر میبینه صبح میره کله پزی کله پاچه بخوره یارو ازش میپرسه زبون بذارم میگه بذااااارمیگه بناگوش چی میگه بذاااااااار میگه ابش رو چیکار کنم میگه بپاش روم

ترکه باباش می میره میاد خاکش کنه جو می گیرش باراندازش میکنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 18:39  توسط اکبری | 
خانهایمیلآرشیوRss
Search

جوک های 18+ 

موضوع: 1 Dec 2006 21:57

به ترکه مین ان آفا میگه آقا شو بگذار اولش


يکي رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند اقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه به اينکه حرف دارم ميارنش پايين ازش مي پرسند چي شده بابا تو که گفتي حرف نداري برگشت به دوستش گفت محسن خونتون از اينجا معلومه


ترکه میخواسته آتش نشان بشه. توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ ترکه میگه: هیچی تیمّم میکنیم


نفرين سال: ايشالاه مغز بچت به ميرزاپور، قدش به کعبي ، دماغش به عنايتي ، موهاش به چلنگر و صداش به شماعي زاده بره


سبدی پر از موز
دسته گله رز
پيرهنی پر از پرز
همسری مثله بز
آرزويه من براي توست


ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود


از ترکه م پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟ می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!


روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو/ دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو/ روزي که دلت به ديگري مايل شد / کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو.


بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده


تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم..... كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم


گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست *** گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست


چه سخت است دل كندن. چه سخت است فراموش كردن، بي خيال شدن، خود را به آن راه زدن. اين سختي، تقاص سكوت است. تقاص فاصله اي است كه سكوت خالق آن است


روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند // ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند / گرگ هايي که لباس پري مي پوشند // آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند / عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند // خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد / عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد


به ترکه میگن با ماتیز جمله بساز :میگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدی کنه گرفتیمش !!میگن اینکه ماتیز نداشت :میگه خوب ماتیز بودیم دیگه


یه تركه می پرسن یه موجود نام ببر؟ تركه می گه یخ. می گن یخ كه موجود نیست. می گه هست خوب. چون همه جا نوشته یخ موجود است


ترکه توی قرعه کشی شرکت میکنه ۶ماه زندان برنده میشه 


به ترکه میگن مسابقه رضا زاده رو دیدی میگه آره ولی آخرش نفهمیدیم چند چند شد؟


ترکه آزمایش ایدز میده جوابش مثبت میشه!! میگه عجب زمونه ای شده آدم به دستای خودشم نمی تونه اعتماد کنه!!


ترکه شهردار مکه میشه کعبه میافته تو طرح اتوبان


اعاده اس ام اس اعاده زندگیست

.

.

.

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم
.

.

.

( انجمن حمایت از بیماران اس ام اسی )
 


خواب ديدم منو تو رفتيم جهنم تو رو انداختن تو وان عسل منو تو وان .ن تو به من خنديدي يك دفعه ندا امد وقت تمومه همديگه رو بليسيد
 

خب حالا دیگه باید نظر بدی

اگه نظر ندی از جک جدید هم خبری نیست

نوشته شده توسط عسل | لینک ثابت | یک نظر

شیراز جوک 

موضوع: 27 Nov 2006 18:58

زير زمين هم تموم شد . همه سر و سامون گرفتن . مهندس با معصومه .صمد با پريا. قربون با نرگس .فقط تو موندي و نه نه قربون
 


پس از پخش فيلم زهره دختر شوکت بازيگران سريال نرگس نظر خود را راجع به اين موضوع اعلام داشتند: شوکت:شانس اوردم فيلم من با زن دومم پخش نشد__ بهروز:زهره آبجي من نيست بلکه دختر باباست__مادر بهروز:من زهره را نزاييدم_مجيد:پس بگو چرا بچه من شبيه من نيست_ابراهيمي:فينيتو_دوست بهروز:من فيلمشو در بازار پخش کردم_نسرين:پولش خوب بود؟_نرگس:درهاي توبه خداوند به روي زهره باز است
 


طرف به دوستش مي گه اين سي دي اي كه داري سي دي زهره است دوستش ميگه آره از كجا فهميدي ميگه از سوراخش



فيله يه مرد لخت مي بينه يهو مي زنه زيره خنده.....مرده ازش مي پرسه چرا مي خندي؟...فيله ميگه با اون چه طوري نفس مي کشي
 


صد سال پس از مرگ من*** گر گشايي قبر من خواهي شنيد از قلب من*** دوستت دارم عشق من
 


آنکه عشق مي کارد اشک درو مي کند


هر كس بد ما به خلق گويد ما چهره زغم نميگشاييم ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم


يه دختر رشتي دوست پسرش رو اورده بود خونه يهوباباش سرميرسه با عصبانيت ميگه آوووو چشمم روشن لابد از فردا جلوي من سيگار هم ميكشي


تحقيقات بعمل امده تركها نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنند
 


مامانه به بچش ميگه که عزيزم و قتي خاله اومد قشنگ ميري جلو سلام ميکني ميبوسيش بچهه ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نميکنم! مامانه ميگه ا چرا عزيزم؟ بچهه ميگه آخه ديروز که بابا ميخواست بوسش کنه زد تو صورتش
 


علم ثابت کرده که شکر در آب حل مي شه . پس هيچ وقت زير بارون نرو چون شيرين ترين دوستمو از دست مي دم
 


مامور سر شماري مي ره دم خونه رشتيه مي گه شما چند نفريد زنه بيرونو نگاه مي کنه مي گه من مشکلي ندارم شما چند نفريد؟؟؟؟؟؟؟؟
 


اگر يه روز يک نفر دستت رو گرفت و تو يهو دست و پاو بدنت لرزيد براي عاشق شدن عجله نکن شايد بابا برقي باشه!!! روابط عمومي توانير
 


فرشته از سنگ ميپرسه چرا از خدا نميخواي که تورو انسان کنه؟؟؟سنگ ميگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم


از دريا پرسيدم: که اين امواج ديوانه ي تو ، از کرانه ها چه ميخواهند؟ چرا اينسان پريشان و در بدر ، سر به کرانه هاي از همه جا بي خبر ميزنند؟ دريا، در مقابل سوالم گريست ! امواج هم گريستند ... آنوقت دريا گفت:که طعمه ي مرگ ،تنها آدمها نيستند،امواج هم مثل آدمها مي‌ميرند!و اين امواج زنده هستند ،که لاشه ي امواج مرده را ، شيون کنان به گورستان سواحل خاموش مي‌سپارند!... 


اگه گفتي فرقه توپ با من چيه؟! (ميدونم که نميتوني بگي) فرقش اينه که بايد تلاش کني تا توپ گل بشه اما من خودم گلم!! شک داري؟؟
 



جز من اگرت عاشقي شيداست بگو... ور مهر دلت به جانب ماست بگو... گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو... گر هست بگو نيست بگو راست بگو
 


شايد اين بزرگترين احترام خداوند به انسان باشد که هيچکس را يکسان و شبيه ديگري خلق نکرده است. تمامي انسانها منحصر به فرد هستند.
 


تركه داشته بچشو نصيحت مي‌كرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير، نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم
 


رشتيه ميره كلاس غيرت . شب زنش پاميشه بره دستشويي رشتيه ميگه كجا ميري زنه ميگه دارم ميرم دستشويي رشتيه ميگه بشين خودم ميرم
 



كيسه كوچك چاي تمام عمر دلباخته ليوان شد ولي هربار كه حرف دلش را مي زد صدايش توي آب جوش مي سوخت كيسه كوچك چاي با يك تكه نخ رفت ته ليوان حرف دلش را آهسته گفت: ليوان سرخ شد
 


زندگي تفسير 3 کلمه است خنديدن بخشيدن و فراموش کردن پس بخند....ببخش....و فراموش کن!
 


کاش کوچيک بوديم............ وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم. کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامونو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد که مي زنيم باز کسي حرفامونو نمي فهمه
 


تنها مرگ است كه دروغ نمي گويد خدا نكنه بميري چون اگه اين اتفاق بيفته من تا ابد كنارتو مي ماندم من تا ابد ترانه هاي عشقم را ذر آرزوي عشق تو مي خواندم
 


يه روز شادمهر عقيلي يه بخاري ميخره ! بعد دستش ميخوره به بخاري و دستش ميسوزه ! فردا ميره بخاريش رو ميفرشه اما اون شب كه ميخوابه بخاريه مياد به خوابش و ميگه : وقتي... ديدي كه سوختي... رفتي و ما رو فروختي
 


عشق مثل کنجيشک ميمونه اگر محکم بگيريش ميميره اگر شل بگيرش در ميره پس بايد يه جوري نگش داري تا دو دستت بمونه و انجا لونه کنه
 


تركه با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين مي اومدم !!!
 


 عزيزم ! احساستو روم بنويس ، عصبانيتت رو روم خط خطي کن ،اشکاتو باهام پاک کن ، حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرمت بشه ، فقط دورم نينداز
 


 ميتوني تصور كني با هم لب دريا نشستيم؟ ميتوني تصورش روبكني كه با هم به يه سفر طولاني ميريم از جنگل تا دريا.؟ ميتوني تصور كني كه تو يه شب باروني شونه به شونه هم قدم بزنيم؟ همه اينا رو هم كه بتوني تصور كني نميتوني تصور كني كه آشپزي با تك ماكارون چقدر راحته
 


خداوند هيچ موقع از تو سوال نمي كنه چه نوع ماشيني روندي؟ اما حتما از تو خواهد پرسيد چند نفر پياده را به مقصد رساندي....... قابل توجه دخترها که هر چي بوق ميزني ناز ميکنن...... نميدونن هدف پسرها الهيه


نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم


وقتي دهکده اي مي سوزد همه دودش را ميبينند اما وقتي قلبي مي سوزد کسي حتي شعله اش را نمي بيند
 


به يارو اس ام اس ميدن مي گن بابا شدي ميگه به زنم چيزي نگيد مي خوام غافلگيرش کنم...
 


امروز خيلي دلم گرفته بيشتر از هميشه نمي دونم شايد داره نفساي آخرو مي كشه اي دل بي چاره تو هم خودتو گرفتار من كردي چرا؟؟؟


: چرا كسي حرف دلمو نشنيد... اي خدا فكر كنم تو هم صداي اونو نشنيدي نمي دونم شايد شنيدي و مثل بعضي ها اعتناي نكردي افسوس كه ديگه فرصتي نمونده... و اين دل تو اوج بي كسي داره مي ميره...